هاشم حسيني تهرانى

49

علوم العربية

و " زيد جلس : زيد نشست " و " زيد اجلس : زيد نشانيد " . و " زيد هلك : زيد تباه شد " و " زيد اهلك : زيد تباه كرد " . و " الحجر سقط : سنگ افتاد " و " زيد اسقط : زيد انداخت " . و در تقسيم هفتم تفصيلى درباره تعديه خواهد آمد ، و باب افعال غالبا براى تعديه است ، و براى معانى ديگر كم است . ( 2 - تعريض ) تعريض آن است كه انسان بخواهد چيزى را در معرض كارى قرار دهد ، چنانچه انسان بخواهد متاعى را در معرض فروش گذارد ، و باب افعال به اين معنى متعدّى است ، يعنى فاعل و مفعول ميگيرد ، و آن چيز كه در معرض گذاشته مفعول فعل مىشود ، و آن كار ماده فعل است مانند : " زيد اباع كتابه : زيد در معرض فروش گذاشت كتابش را " و اگر بخواهى بگوئى فروخت ، از باب ثلاثى مجرد ميآورى و ميگوئى : " زيد باع كتابه : زيد فروخت كتابش را " " زيد اقتل رجلا : زيد در معرض كشتن آورد مردى را " و اگر بخواهى بگوئى كشت ، ميگوئى : " زيد قتل رجلا : زيد كشت مردى را " و اگر بيان اين معنى را بخواهى با ماده تعريض بنمائى بايد ماده آن فعل را با لام جر پس از مفعول بياورى ، پس ميگوئى : " زيد اعرض كتابه للبيع : زيد در معرض آورده كتابش را براى فروش " در اين صورت " عرّض " از باب تفعيل فصيح‌تر است ، همچنين مثال دوم . ( 3 - وجدان الصّفة ) وجدان بمعنى يافتن است ، و يافتن دو گونه است : يافتن چيزى